شمس الدين حافظ

631

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

547 - « ساقى كجايى » سلامى چو بوىِ خوش آشنايى * بر آن مردمِ ديدهء روشنايى درودى چو نورِ دل پارسايان * بدان شمعِ خلوتگهِ پارسايى نمىبينم از همدمان هيچ بر جاى * دلم خون شد از غصه ، ساقى كجايى ؟ ز كوى مغان رخ مگردان كه آنجا * فروشند مِفتاحِ مشكل‌گشايى مىِ صوفىافكن كجا مىفروشند * كه در تابم از دستِ زهدِ ريايى رفيقان چنان عهدِ صحبت شكستند * كه گويى نبوده‌ست خود آشنايى عروسِ جهان گرچه در حدّ حُسن است * ز حد مىبرد شيوهء بىوفايى دل خستهء من گرش همتى هست * نخواهد ز سنگين‌دلان موميايى مرا گر تو بگذارى اى نفسِ طامع * بسى پادشاهى كنم در گدايى بياموزمت كيمياى سعادت * ز هم صحبت بَد جدايى جدايى مكن حافظ از جورِ دوران شكايت * چه دانى تو اى بنده ، كار خدايى ؟ * توضيحات : كوى مغان ( سرزمين معرفت ) مفتاح ( كليد ) معنى بيت ( 5 ) ( شراب صافى و خالص را كجا عرضه مىكنند كه خودپرستى و غرور صوفى را از ميان بردارد كه از خودنمايى آنها به تنگ آمده‌ام ) معنى بيت ( 6 ) ( داستان بدعهدى را به جايى رساندند كه گويى در ميان ما هيچ‌گونه دوستى و آشنايان نبوده است ) معنى بيت ( 7 ) ( اگرچه عروس جهان در نهايت زيبايى است ولى شيوه عهدشكنى را از اندازه بيرون كرده است ) معنى بيت ( 8 ) ( اگر دل مجروح من خلوص نيتى داشته باشد ، از سنگين‌دلان و از اشخاص بىرحم درمان و دارو تقاضا نمىكند ) نفس طامع ( نفس طمع‌كار ) معنى بيت ( 10 ) ( اكسير نيك‌بختى را به تو مىشناسانم ، از مصاحب ناجنس و يار بدخو و بداخلاق دورى كن ، دورى كن ) كار خدايى ( مصلحت خداوندى ) جور ( ستم ) چه دانى ( چه مىدانى ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( سلام و درودى ، مانند عطر دلپذير محبت بر آن يار عزيز كه پندارى مردمك چشم روشنايى است ) ( سلامى كه نوربخش محفل عارفان است براى آن شمع خلوتگه ارسال مىكنم ) ( هيچ‌كدام از ياران مصاحب و عزيز را نمىبينم ، ياران ما را گذاشتند و رفتند و دلم از غم و عضه فراق خون شد اى ساقى بيا همدم ما شو ، كجايى ) خود تفسير كنيد . 2 - اگر در دوستان خود تجديد نظر كنيد به صلاح شما مىباشد ، از زندگى خوبى برخورداريد ولى ارزش واقعى آن را نمىدانيد . كسانى كه شما را عاشقانه دوست دارند ، اذيت و آزار مىدهيد و ناخواسته موجبات ضرر و زيان روحى و جسمى و مادى آنان را فراهم مىسازيد ، پس متوجّه اعمال خود باشيد . 3 - اين نيت به علت داشتن نشيب و فرازهاى فراوان كمى به طول مىانجامد زيرا مقدمات آن كاملا فراهم نشده است پس نگران نباشيد بلكه با توكل به خدا و تلاش ، سرعت عمل و دقت ، زيركى و وقت‌شناسى عمل كنيد تا موفق شويد پس جاى هيچ‌گونه نگرانى وجود ندارد و پريشانى شما برخاسته از ترديد و وسواس مىباشد . 4 - آقا و خانم عزيز ، با توجه به بيت‌هاى اين غزل روحيهء جناب‌عالى چنين است : هميشه در بين دوستان و آشنايان خود جاى داريد و هركس مىتواند بسته به انديشهء خود روى شما حساب كند ، خانهء شما محل فرونشاندن توفان و رنج است ، گرچه گاهگاهى توفان‌خيز است . شباهت زيادى به شاخه‌هاى درخت و ابر داريد كه ديگران در سايه‌تان ، آرام مىگيرند و مىآسايند و گاه با يك بارش خفيف مهر ، دشت و دمن و صحرا و چمن را سبزى و نشاط مىبخشيد اما در عوض لجباز ، خودخواه ، يك‌دنده هستيد ، حرف ، حرف خودتان است .